عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

394

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

پروردگارت ) اقامهء عذرى و اثبات حجّتى توانى كرد . 4 خذ ممّا لا يبقى لك لما يبقى لك و لا يفارقك از آنچه كه براى تو ماندنى نيست فراگير براى آنچه كه براى تو ماندنى و از تو جدا شدنى نيست ( از مال و عمرت بنفع آخرتت كار بكش ) . 5 خذ القصد فى الأمور فمن أخذ القصد خفّت عليه المؤن : در امورات عزم و قصد را كار بند كه هر كس قصد را فرا گيرد كارها بر وى سبك گردد 6 خذ الحكمة أنّى كانت فإنّ الحكمة ضالّة كلّ مؤمن : حكمت را هر جا بود آن را فرا گير زيرا كه حكمت گمشدهء هر مؤمن است . 7 خذ من قليل الدّنيا ما يكفيك و دع من كثيرها ما يطغيك : از دنيا باندازهء كه تو را كفايت كند فراگير و بيش از آن هر چه كه تو را سركش سازد رها كن . 8 خذ بالحزم و الزم العلم تحمد عواقبك حزم و احتياط را فراگير و دانش را همراه شو پايان كارت پسنديده باشد . 9 خذ من نفسك لنفسك و تزوّد من يومك لغد و اغتنم عفو الزّمان و انتهز فرصة الإمكان : از خودت براى خودت فرا گير و از امروزت براى فردايت توشه گيرد آر گذشت زمان و امكان وقت و فرصت را غنيمت شمار . 10 خور السّلطان على الرّعيّة أشدّ من جور السّلطان : سستى پادشاه بر رعيّت ( رنج و گرفتاريش ) سخت تر از سخت گيرى و ستمكارى پادشاه است . 11 خذ الحكمة ممّن أتاك بها و انظر الى ما قال و لا تنظر إلى من قال : حكمت از هر جا كه بسوى تو روى آرد فرا گير و گفته را بنگر و گوينده را منگر . 12 خذوا من كرائم أموالكم ممّا يرفع به ربّكم سنىّ الأعمال : از اموال نفيس و گرامى خود بر گيريد براى آن چيزى كه پروردگارتان شما را بسوى كردارها ( ى نيك ) بالا ببرد . 13 خذ من الدّنيا ما أتاك و تولّ عمّا تولّى منها عنك فإن لم تفعل فأجمل فى الطّلب : از دنيا آنچه كه بسوى تو مى آيد بگير و روى بگردان از آنچه كه از تو روى مى گرداند و اگر اين كار را نمى كنى در بدست آوردن دنيا آهسته و سبك باش ( تا آسوده باشى )